در نشستی با اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های کشورهای عربی | 98/10/05

بسم الله الرحمن الرحیم

و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد(ص) و آله الطیبین الطاهرین المعصومین(س)

خداوند متعال را شاکر هستم که توفیق داد خدمت عزیزان باشم. امیدوارم روزهایی که در شهر مقدس قم خدمتتان بودیم، إن شاء الله از تعامل علمی بین دوستان ما و شما، همه بهره مند شده باشند. خدمت تمام عزیزان خیر مقدم عرض می کنم و از اینکه علیرغم خستگی دعوت ما را اجابت کردید و تشریف آوردید تشکر می کنم. چون درخواست کردند یک بحث علمی مطرح شود. بنده جملاتی را تقدیم کنم.

یکی از مسائل جدی که وجود دارد و لازم است به عنوان افرادی که در وضعیت هویت دینی مسلمانان و وضعیت کنونی جهان اسلام تفکر می کنیم، به آن توجه داشته باشیم این است که چگونه می توانیم هویت اسلامی را در جهان کنونی حفظ کنیم و آینده روشن تری را برای دین و دینداری رقم بزنیم. یکی از نگرانی های جدی این است که به سبب عوامل درونی و بیرونی، هویت اسلامی مخصوصاً برای نسل جوان در خطر است و آینده دین و دینداری در جوامع اسلامی نگران کننده است؛ البته اگر از یک افق فراتری نگاه کنیم، نه تنها در جهان اسلام بلکه در دیگر جوامع نیز مسأله دین و دینداری و مسأله حفظ هویت دینی با چالش روبرو است.

در جهان اسلام نقاط اصلی چالش و مواضعی که هویت دینی را به خطر می اندازد، دست کم پنج محور درونی و بیرونی دارد. یعنی برخی به ما و نحوه واکنش ما و جهت‌گیری‌ها و تعاملات درون جامعه اسلامی مربوط می‌شود و برخی دیگر به عوامل بیرونی باز می گردد. یکی از نقاط اصلی چالش هویتی که به درون جامعه اسلامی باز می گردد، مسئله ی  کیفیت قرائت و عرضه معرفت دینی مناسب می باشد. اختلاف قرائت از دین یک واقعیت همیشگی است. هیچگاه نمی توان انتظار داشت که در جوامع اسلامی یک نوع قرائت از دین شکل بگیرد. همیشه تشتت و اختلاف وجود داشته است اما آن چه که اکنون نگران کننده است طیف بسیار واگرایانه و گسترده از معرفت دینی و قرائت از دین است که  مشخصه اصلی در این طیف، واگرایی یعنی عدم گفتگو و تعامل، شکل گرفتن قرائت های افراطی، جامد و غیر متناسب با شرایط زمان حال، می باشد. خروجی این تشتّت قرائت خصوصاً زمانی که حالت تهاجمی نسبت به یکدیگر، کاملاً واگرایانه و بعضاً تکفیری به خود می گیرد، به خطر انداختن هویت دینی و تضعیف دین و دینداری است. جوان مسلمان نسل امروز زمانی که دعوت دینی و قرائت از دین را چنین متشتّت، آشفته و بدون رویکرد سازنده و تعاملی می بیند، طبعاً این واگرایی افراطی و گستردگی و تشتت نامعقول، سبب آشفتگی فکری او می شود و در نتیجه هویت دینی و مقوله دین و دینداری دچار چالش می‌کند.

چالش درونی دیگر اینکه حس تعلق دینی در نسل جوان در جوامع مختلف و همچنین تعلق به فرهنگ دینی دچار تضعیف شده است.یکی از پیامد های روشن مقوله جهانی سازی و ارتباطاتی موجود در فضای مجازی، هژمونی رسانه ای غرب و القائات فرهنگی صورت گرفته این است که جوان مسلمان امروز را از تعلقات  نسبت به سنت و فرهنگ حتی تعلقات اقلیمی و سرزمینی خود، جدا می کند؛ به عبارت دیگر یکی از ویژگی ها و پیامدهای فرهنگی که تحت تأثیر فرهنگ معاصر غربی به جوامع اسلامی القاء می شود ، کاهش حس تعلق نسبت به سنت، فرهنگ، جامعه، مردم و اقلیم است. این خطری است که هویت دینی و آینده دین و دینداری را تهدید می کند و مسئولیتی را متوجه قشر متفکر، دانشمند و نخبه جامعه اسلامی می کند که چگونه این حس تعلق را بسط دهند و نظام تعلیم و تربیت، تولیدات علمی و فرهنگی خود را به سمت تقویت حس تعلق در نسل جوان سوق دهند. اگر در این امر ناکام بمانیم و نتوانیم آن حس تعلق را تقویت کنیم، هویت دینی و آینده دین و دینداری دچار مخاطره می شود. بنابراین عامل دوم نیز مسئولیتی را متوجه ما می کند.

در بعد بیرونی به نظر بنده آنچه که برای جوامع اسلامی و آینده دین و دینداری خطر دارد، مسأله موج الحاد نو است. امروزه با واقعیتی روبرو هستیم و آن اینکه یک موج الحاد نو و مدرنی دامن گستر می شود که خاستگاه آن، تحقیقات نوین علمی است. سه حوزه ی دانش تجربی یعنی مطالعات بیولوژیک و زیست شناسی، علوم شناختی و کیهان شناختی دست مایه ای فراهم کرده اند که به ویژه در محیط دانشگاهی آمریکا، موجی تحت عنوان الحاد مدرن در حال شکل گیری است و در محافل علمی چه جهان غرب و چه جهان اسلامی  تأثیرات خود را بر جای می گذارد؛ بنابراین می طلبد که شخصیت های علمی در جهان اسلام برای مقابله عالمانه با جریان الحاد نو تلاش کنند. حوزه های علمیه، محافل دانشگاهی و محیط های دانشی جهان اسلام باید نسبت به این موج الحادی مدرن، کسب آمادگی کرده و در مقابل این موج، ایستادگی کنند. البته در جهان غرب و مسیحیت تلاش هایی از سوی موحدین و دین داران در مقابل این جریان الحاد مدرن و واکنش هایی نسبت به آن صورت گرفته است. خوب است که جهان اسلام نیز به این حرکت بپیوندد و بتواند مواد فکری مناسب در مقابل این الحاد مدرن را فراهم کند که اگر این اتفاق نیافتد، بیم آن می رود که هویت دینی قشر تحصیلکرده ما، از این ناحیه دچار تعرض شود. البته اسباب دین‌گریزی جوانان متنوّع است آن‌چه مدّ نظر من در این بند است گشوده شدن فضای دین‌گریزی از دریچة علم و فضای أقشار تحصیل کرده در قالب الحاد مدرن است.

زاویه دیگری که آینده دین و دینداری در جهان اسلام را تهدید می‌کند و یکی از نقاط چالش است و می تواند برای ما خطر آفرین باشد، بحث هژمونی فرهنگ غرب  بواسطه تولیدات تصویری است. واقعیت این است که امروزه فرهنگ معاصر، فرهنگ بصری است یعنی اگر در گذشته، زمان بسیاری صرف مطالعه و   مراجعه به متون می شد و نویسندگان، شاعران و افرادی که آثار مکتوب تولید می کردند، بیشترین بازیگران صحنه فرهنگ سازی بودند، امروزه نقش آفرینان عرصه فرهنگ بیشتر با تولیدات بصری، فیلم، کلیپ و... فرهنگ سازی می کنند و کانون های فرهنگ ساز مانند هالیود و آنهایی که کلیپ های صوتی و تصویری فراهم می کنند، اثرگذاران جدی صحنه فرهنگ به ویژه در میان نسل جوان هستند. این هژمونی فرهنگی که از طریق رسانه، تولیدات تصویری، فیلم و بکارگیری تکنولوژی های مدرن رسانه ای صورت می گیرد، آینده دین و دینداری و هویت دینی را به خطر می اندازد. برای مقابله با این موج و هژمونی، لازم است تا سواد رسانه ای جامعه و آگاهی نسل جوان را بالا ببریم. حتی به لحاظ تولیدات تصویری، تولید محتوا کنیم به عبارتی واکنش های ما هم سلبی و هم ایجابی باشد. به هر جهت اگر بخواهیم در این صحنه موفق ظاهر شویم، لازم است که هم به لحاظ نظری کار کنیم و هم محتوای بصری مناسب تولید کنیم و این عرصه عرصه ای است که نباید مورد غفلت قرار گیرد.

زاویة دیگری که باعث شده است که در زمینه هویت دینی ضربه بخوریم و آینده دین و دینداری در جامعه دچار چالش شود، این است که میان سه امر مطلوب1)آرمان گرایی دینی، 2)تعلقات وطنی و منافع ملی در جوامع اسلامی و 3)امت گرایی و وحدت اسلامی،  نتوانسته ایم جمع سالمی ایجاد کنیم و به همین دلیل متفکرین و جریان سازهای ما در جهان اسلام، به یک سمت کشش پیدا کرده اند؛ یا بر ناسیونالیسم دمیده و جریانات ناسیونالیسم های عربی را تقویت کرده اند، یا بر آرمان گرایی تکیه کرده اند مانند جریانات اسلام سیاسی که رویکردهای تکفیری و جهادی پیدا کردند و یا جریانات امّت‌گرا و مدافع وحدت اسلامی که نتوانسته اند عملاً وحدت اسلامی را به شکل قانع کننده ای در لایه های مختلف جهان اسلام تقویت کنند. شاید آنچه که بتواند کمک کند تا جمع سالمی بین این سه امر ایجاد کنیم، مقوله تلاش در جهت احیا و بازسازی تمدن نوین اسلامی باشد؛ یعنی عَلمی که می توانیم در جهان اسلام بلند کنیم تا وحدت اسلامی را ندا دهیم، آرمان گرایی مثبت را تقویت کنیم و از طرفی منافاتی با علایق وطنی و منافع ملی نداشته باشد، بحث تمدن نوین اسلامی است. اگر تصویر تئوریک، نظریه مثبت و همه جانبه ای از تمدن نوین اسلامی و الزامات و مقتضیات تمدن نوین اسلامی را در دنیای معاصر عرضه کنیم، می توانیم به آرمان خواهی اهتمام ورزیم، خود باوری و اعتماد به نفس را در جوان معاصر تقویت کنیم، علم پروری و علم گرایی و پویش علمی را در جهان اسلام تقویت کنیم، همگرایی سیاسی ایجاد کنیم و تلاش برای عمران و آبادانی در وطن و اقلیم خاص هر جامعه اسلامی را ندا دهیم. به نظر بنده آنچه که می تواند مایة جمع میان آن سه مطلوب باشد و این تشتت‌ها را تحت یک بیرق و علم در بیاورد ایدة احیاء تمدن نوین اسلامی است که احتیاج به گفتگوی مستمر دارد و چاره ای جزء این نیست که دامنه گفتگوهای علمی را بین جامعه نخبگانی حول محور تمدن نوین اسلامی تقویت کنیم تا بدین وسیله به آرمان گرایی اهتمام ورزیده و وحدت اسلامی تقویت شود و از طرفی با معطوف شدن به عمران و آبادانی سرزمینی و علائق وطنی منافاتی نداشته باشد. آن‌چه در این دقایق به اختصار عرضه کردم گشودن باب بحث و مقدمه‌ای بود تا مهمانان عزیز نکات تکمیلی را بیان کنند.

***

از مطالبی که عزیزان فرمودند بسیار استفاده کردیم. مبحثی که بنده باب آن را باز کردم، بسیار گسترده است و ابعاد متنوعی دارد. بنده پیام و مطلب خود را در چند جمله و گزاره اصلی خلاصه می کنم؛ در واقع تلخیصی که از مطالب می کنم هم نقطه نظر خودم است و هم استفاده ای که از فرمایشات شما عزیزان کردم.

نکته اول این است که تأکید داشتم، بحث هویت اسلامی و مسأله دینداری نسل جدید را جدی بگیریم و این مسأله مهمی است. نسل جدید ما و آینده دینداری در جوامع اسلامی با خطرات و چالش هایی روبرو است.

نکته دوم اینکه باید واقع بین و وضعیت شناس باشیم، واقع بین بودن یعنی دیدن ضعف ها و آسیب ها، نقاط قوت، ظرفیت های مثبت، پیشرفت‌های حاصل شده و شناخت منافذ تأثیر گذار همچنین ارائه و عرضه اسلام بروز و کارآمد و برجسته کردن زیبایی های آن.

نکته سوم اینکه ما با نسل جدیدی روبرو هستیم. انسان معاصر در جوامع اسلامی، انسان متفاوتی است؛ تفاوت ها را ببینیم. اگر اقبال نسل های قبل به اسلام تقلیدی و اسلام تعبدی بیشتر بود، نسل جدید، نسلی است که  انتخاب گرایانه به سراغ اسلام می آید و بیشتر به دنبال اقناع نظری است تا حرکت و اقبال تقلیدی نسبت به اسلام. این واقعیتی است که با نسلی آگاه تر، با دانش و توقعات بیشتر و با نگاه بیشتر به دنیای خود روبرو هستیم که می خواهد دنیای خود را بهتر بسازد و حیات و عیش دنیوی راحت تر و شادتری داشته باشد. شاید نسل های قدیم روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، فدا شدن برای دیگران و دین در آنها بیشتر بود، اما نسل معاصر بیشتر به دنیای خود می اندیشد و می خواهد آنگونه زیست کند که میان دینداری و داشتن زندگی مرفه و شادتر جمع کند و این می طلبد که ما این نسل را درک کنیم و در ادبیات ارائه دین به این واقعیت ها توجه کنیم.

نکته آخرم این است که برخی عزیزانی که صحبت کردند، به نحوه معرفی دین در منابر ما، نوع عرضه دین، اختلافات و تشتت ها، ناکارآمدی های سیاسی و اقتصادی و تشتت بین نخبگان جامعه اسلامی که در دین گریزی و تهدید هویت دینی نسل جوان تأثیر دارد، اشاره داشتند. آنچه که بنده از الحاد نوین عرض کردم، به یک بعد از ابعاد دین گریزی اشاره دارد و الا تحلیل همه جانبه ی مسأله دین گریزی ایجاب می کند که همه جانبه به ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نوع تبلیغ دینی و همه ی این ابعاد توجه کنیم.

تمام نقاط ضعفی که مشاهده می کنیم، نباید ما را ناامید و در تأثیر گذاری فرهنگی عزم ما را ضعیف کند. پیامبر(ص) فرمودند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» و آیه شریفه می فرماید: «قل إنما اعظکم بواحده أن تقوموا لله مثنی و فرادی». هر یک از ما در حیطه و فضای خود مکلف است که نسبت به تقویت ایمان دینی، حفظ هویت اسلامی، عرضه مناسب دین و دفاع نظری و همه جانبه از دین تا جایی که می تواند تأثیرگذار باشد. این امر هم حرکت های سلبی و هم حرکت های ایجابی را می طلبد. تمام مشکلات ما تنها ناشی از بیرون، هجمه غرب و هژمونی رسانه ای غرب نیست بلکه در داخل نیز مشکلاتی داریم؛ لهذا هم ایجاباً هم سلباً باید تلاش کنیم و امیدوار به رحمت و فیض الهی باشیم که «إن تنصروا الله ینصرکم». تشکر می کنم از همه عزیزان که به عرائضم توجه کردید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.